انتخاب آیه

بر اساس
نام سوره
شماره آیه
سوره یُوسُف (12) آیه 38

وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبائِي إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ ما كانَ لَنا أَنْ نُشْرِكَ بِاللَّهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ ذلِكَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَلَيْنا وَ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ ﴿۳۸﴾

و آیین پدران خویش، ابراهیم و ‌اسحاق و یعقوب را پیروی می‌کنم؛ ما را نسزد که هیچ چیز [و هیچ کس‌] را [در قدرت و تدبیر‌] با خدا شریک تلقّی کنیم؛ این [موهبتِ توحید‌] از افزون‌بخشی خدا بر ما و همه مردم است، ولی بیشتر مردم سپاسگزار [آن‌] نیستند.
صفحه

240

سوره

یُوسُف (12)

آیه

38

سوره یُوسُف (12) آیه 39

يا صاحِبَيِ السِّجْنِ أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ ﴿۳۹﴾

ای دو معاشرِ زندان(1)، آیا اربابهای(2) پراکنده بهترند یا خدای یگانه قهّار؟
صفحه

240

سوره

یُوسُف (12)

آیه

39

1

در عبارت «یا صاحِبَیِ السِّجن» کلمه «صاحِبَی» در اصل «صاحِبَین» بوده که به علت مضاف واقع شدن، حرف «ن» حذف گردیده است؛ و حرف «ی» در «صاحِبَی»، ضمیر نیست و نمی‌توان «صاحِبَی» را به «معاشرِ مَن» ترجمه کرد.

2

کلمه «اَرباب» جمع «ربّ» به معنای «صاحب اختیار» است ولی در زبان فارسی «ارباب» به همین معنا به عنوان اسم مفرد به کار می‌رود، و بهترین معادل برای رساندن مفهوم آیه، همین کلمه است، پس ناگزیر «ارباب» را به شکل مرسوم در فارسی با علامت جمع به صورت «اربابها» آورده‌ایم.

سوره یُوسُف (12) آیه 40

ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاَّ أَسْماءً سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ ﴿۴۰﴾

شما به جای خدا جز نامهایی را که خود و پدرانتان بر [معبودهای دروغین‌] نهاده‌اید و خدا هیچ اعتباری به آن نداده است، بندگی نمی‌کنید. حکم تنها به دست خداست؛ فرمان داده است که جز او را بندگی نکنید(1)؛ این است دین پایدار، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند.
صفحه

240

سوره

یُوسُف (12)

آیه

40

1

کلمه «أَلاّ» تشکیل شده از «اَن» ناصبه و «لا» ی نفی. همین کلمه در آیه 26 هود(11) به صورت «اَن لا» نوشته شده.

سوره یُوسُف (12) آیه 41

يا صاحِبَيِ السِّجْنِ أَمَّا أَحَدُكُما فَيَسْقِي رَبَّهُ خَمْراً وَ أَمَّا الْآخَرُ فَيُصْلَبُ فَتَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْ رَأْسِهِ قُضِيَ الْأَمْرُ الَّذِي فِيهِ تَسْتَفْتِيانِ ﴿۴۱﴾

[و‌] امّا ای دو معاشر زندان، یکی از شما [آزاد و‌] ساقی ولینعمتش [شاه‌] خواهد شد و دیگری به دار آویخته می‌شود و پرندگان از [مغز‌] سر او می‌خورند؛ امری که درباره آن [از من‌] نظر می‌خواستید، چنین مقدّر شده است.
صفحه

240

سوره

یُوسُف (12)

آیه

41

سوره یُوسُف (12) آیه 42

وَ قالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ ناجٍ مِنْهُمَا اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ فَأَنْساهُ الشَّيْطانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ ﴿۴۲﴾

به یکی از آن دو که تصوّر نجات او را داشت، گفت: [بی‌تقصیری‌] مرا نزد ولینعمت خود یادآوری کن، امّا شیطان از خاطرش برد که به ولینعمتش یادآوری کند و [یوسف‌] چند سال(1) در زندان ماند.
صفحه

240

سوره

یُوسُف (12)

آیه

42

1

واژه «بضع» دلالت بر اعداد بین 3 الی 9 دارد؛ بنابراین حضرت یوسف حداقل سه سال و احتمالاً بیش از سه سال دوران زندان خود را گذراند.

سوره یُوسُف (12) آیه 43

وَ قالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرى سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ وَ سَبْعَ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ يابِساتٍ يا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي رُءْيايَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّءْيا تَعْبُرُونَ ﴿۴۳﴾

[روزی‌] شاه گفت: [کراراً در خواب‌] هفت گاو فربهی(1) را می‌بینم که هفت گاو لاغر(2) آنها را می‌خورند و هفت سنبل سبز(3) و هفت [سنبلِ‌] دیگرِ خشک [در کنار هم قرار گرفته‌]؛ ای سران [قوم‌]، اگر تعبیر خواب می‌دانید، درباره خواب من نظر بدهید.
صفحه

240

سوره

یُوسُف (12)

آیه

43

1

سِمان: جمع سمین: چاق، فربه.

2

عِجاف: جمع اَعجَف و عجفاء، لاغر.

3

خُضر: جمع اَخضَر و خُضراء، سبز.